بازیابی رمز عبور



لطفا شماره موبایل و ایمیل خود را جهت بازیابی رمز وارد کنید.
 
طبقه بندی موضوعی

تقویت اعتماد به نفس با چند راه ساده
اعتماد به نفس یکی از مهم ترین راه ها برای داشتن روحیه ای خوب و رسیدن به موفقیت است. به راحتی با روش های زیر می توانید اعتماد به نفس تان را تقویت کنید.


7 روش برای تقویت اعتماد به نفس
خود انتقادی هر چند وقت یک بار بد نیست اما اگر همیشه نسبت به خودتان احساس بدی دارید باید روی اعتماد به نفس خود کمی کار کرده و آن را تقویت کنید. می خواهم چند راه برای تقویت همیشگی مثبت اندیشی به شما یاد بدهم.

با یک مانترا (ذکر) شروع کنید
یک جمله قدرت بخش انتخاب کنید و آن را در تمام روز مدام تکرار کنید. این جمله می تونه یک جمله خیلی خیلی ساده باشه. مثلا (امسال سال منه) یا هر جمله ای که به نظر خودتون اثربخشی زیادی داره. این جمله را چاپ کنید و روی میز یا داخل کیفتان قرار دهید تا همیشه جلوی چشم باشه و تکرارش کنید.

همیشه یک ربع زودتر بیدار شوید
شاید به سختی بتونید با وجود این که دیر از خواب بیدار شده اید مرتب و اتوکشیده سر کار ظاهر شوید. اگر می خواهید از تقلا کردن های اول صبح کم کنید پس مقدار کمی از خوابتان را قربانی این هدف کنید تا بتونید لباسی که دوست دارید بپوشید و قبل از بیرون رفتن یک نفس عمیق بکشید.

ژشت های قدرت نما تمرین کنید
روانشناس های اجتماعی یک روش اثر بخش برای تقویت اعتماد به نفس پیشنهاد کرده اند. دست ها را روی کمر قرار دهید. این ژشت به شما احساس قدرت می دهد و از نظر علمی ثابت شده است که باعث می شود احساس قدرت کنید و سطح کورتیزول را کاهش می دهد. ( حتی زمانی که این ژشت را تنها جلوی آینه تمرین کنید )

از شبکه های اجتماعی فاصله بگیرید
ایست. اضطراب و تشویشی که فیس بوک در شما ایجاد می کند منجر به افسردگی می شود. اگر به پست هایی که همکلاس تان در مورد سفرش به توسکانی گذاشته حسادت می کنید یک هفته یا بیشتر از فیس بوک، اینستاگرام یا توییتر فاصله بگیرید. این مقایسه کردن ها بی دلیل هستند چون زندگی خود شما هم به اندازه کافی خوب هست.

لباس هایتان را اتو بزنید
اتو، بخار یا خشک کن همه این ها عالی هستند. شاید این کار به نظرتان خیلی کوچک به نظر برسد اما بهتر است با نپوشیدن لباس های چروکیده به بهترین شکل در جامعه ظاهر شوید تا خود واقعی و عالی خودتان را نشان دهید.

افکار منفی را خفه کنید
خفه کردن جریان بی انتهای افکار متزلزلی که در ذهن جاری هستند خیلی ساده تر از اونی هستن که فکرش را بکنید. یوگا و مدیتیشن بهترین راه برای مثبت بودن است و کمک می کند مکالمه های درونی منفی را خفه کنید.

هر روز با پنج نفر از دوستانتان همراهی کنید
دیگر وقت این را ندارید که در مورد خودتون منفی گرایی کنید. چون انقدر با کارهایی مثل خوشحال کردن مادر، جشن گرفتن موفقیت شغلی دوست یا کارهایی از این قبیل سر خودتون را شلوغ کرده اید که فرصتی برای منفی گرایی نمانده. مثبت گرایی شما باعث میشه دوستانتان هم حس خوبی در کنار شما داشته باشند.

نمایش ادامه مطلب تقویت اعتماد به نفس با چند راه ساده
علائمی که می گویند اضطراب دارید
نگرانی های بیش از حد نیز منجر به اختلالات اضطرابی خواهد شد که در حال حاضر یکی از شایع ترین اختلالات روانی در جهان است و درمان آن از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. از ان جا که بسیاری افراد با این اختلال آشنایی کامل ندارند و ممکن است بدون آنکه خود بدانند دچار این مشکل باشند به چند نشانه ی به اختلال اضطراب اشاره می کنیم.

همه ی ما گاهی اوقات در زندگی نگران می شویم، اما زمانی که اضطراب دائمی شود تأثیر منفی بر روی زندگی مان خواهد گذاشت و در طول زمان ممکن است دچار اختلال اضطراب شده و زندگی و حرفه مان به خطر بیفتد. البته اگر از آن دسته افرادی هم هستید که هرگز نگران نمی شوید، باید بگوییم احتمالا پیشرفت قابل توجهی در زندگی تان نخواهید داشت، زیرا نگرانی انسان را وادار به انجام و پیش بردن کارها می کند.


شما همیشه نگرانید
اختلالات اضطرابی می تواند در هر سنی خود را نشان دهد. بسیاری از محققان ویژگی های خاصی که بیماران در طول زندگی نشان داده اند، حتی در سنین جوانی، را بررسی کرده اند. اختلالات اضطراب معمولا در سنین کاملا جوانی شروع می شوند و به طور معمول در کودکان و نوجوانان کم سن دیده می شوند. افرادی که دچار اختلال اضطراب کامل هستند خود را فردی همیشه نگران توصیف می کنند.

افراد دیگر به خوبی می توانند با اضطراب خود مبارزه کنند و هرگز تا زمانی که زندگی شان دچار تغییر اساسی نشود و یا در شرایط حساس و در معرض حوادث بزرگ و ناگهانی قرار نگیرند دچار اضطراب نخواهند شد. برخی افراد نیز بعد از هر اتفاق بزرگ در زندگی مانند بچه دار شدن و خرید خانه، دچار اضطراب خواهند شد.


شما اخیرا در یک شرایط آسیب زا زندگی کرده اید
در حالی که بسیاری از روانشناسان، استرس پس از حادثه (PTSD) را یک اختلال اضطرابی نمی دانند، ولی یک حادثه منفی یا ترس آور می تواند تأثیر قابل توجهی در افزایش اضطراب هر کسی داشته باشد.


حتی اگر شخص سطحی از PTSD را نداشته باشد، نگرانی و اضطراب بعد از هر واقعه ی آسیب زننده در او بروز می یابد؛ برای مثال برخی از مردم پس از تجربه ی یک تصادف، همیشه یک نگرانی خاص در هنگام رانندگی دارند.


شما یک یا چند حمله ی هراس داشته اید
یک حمله ی ترس ضرورتا نشان دهنده ی وجود یک اختلال اضطرابی نیست. حملات ترس طبیعی است و پاسخ به آن معمولا شدید است. اما برخی افراد حملات هراس زیادی را تجربه می کنند که می توان آن را اختلال ترس نامید. حمله ی هراس، مجموعه ای کامل از پاسخ جنگ و گریز است که کاملا مطابق طبیعت و تکامل موجودات است. هنگامی که ضربان قلب شدید و درد و ترس زیاد با حمله ی هراس همراه می شود و قابل توجیه نیست، نیاز به درمان وجود خواهد داشت.



درمان اضطراب و استرس

اضطراب می تواند بخشی از فرآیند های زندگی را مختل کند‎



اضطراب، شما را از فعالیت های اجتماعی که به آن علاقه دارید دور نگه می دارد
عصبی شدن و استرس و اضطراب در هنگام روبرو شدن با یک جمعیت بسیار طبیعی است و ممکن است شما قبل از سخنرانی به طور طبیعی دچار ترس شوید. اما اگر به راحتی در برابر افراد عادی دور و برتان دچار اضطراب می شوید، شما دچار اضطراب اجتماعی هستید. اگر متوجه شدید که هر وقت افرادی در اطرافتان هستند دچار ضربان قلب سریع، حالت برافروختگی و حالت تهوع و یا چیزی شبیه به اینها می شوید، بدانید که مشکل فراتر از یک اضطراب طبیعی است.


شما زندگی تان را در حاشیه ترس هایتان جای داده اید
بسیاری از مردم مبتلا به اختلالات اضطرابی بدون آنکه متوجه شوند کارهای خود را به خوبی انجام می دهند ، زیرا آن ها از مواجهه با آنچه آنها را می ترساند و نگرانشان می کند اجتناب می کنند. برخی افراد هم زندگی خودشان را می کنند و تلاشی برای خارج شدن از این اوضاع و یا اجتناب از آن ندارند، اما ظاهرا مشکل خاصی نیز وجود ندارد.

لزوما این افراد تداخلی در زندگی خود احساس نمی کنند تا اینکه در یک شرایط خاص قرار می گیرند و به خاطر ترس شان قادر به تصمیم گیری نیستند. زمانی که اضطراب آغاز می شود، توانایی و آمادگی فرد برای ادامه زندگی کاهش می یابد. در این صورت است که درمان می تواند زندگی فرد را نجات دهد و آن را پربارتر سازد.


شما همچنین تجربه ی علائم جسمی را نیز دارید
بسیاری از افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی به ویژه آن هایی که دچار نوع کامل و پیشرفته ی آن هستند، از دردهای جسمی مانندسردرد، دل درد و پشت درد شکایت دارند. مردم معمولا این علائم را با مشکلات دیگر اشتباه می گیرند و پزشکان نیز نمی توانند به راحتی متوجه شوند که مشکل از کجاست. پس اگر شما تجربه ی نگرانی های دائمی و این علائم جسمی را دارید، دچار اختلال اضطرابی هستید.


شما اغلب دچار مشکلات خواب هستید
بسیاری از ما حداقل یک بار بی خوابی ناشی از اضطراب یک اتفاق بزرگ را تجربه کرده ایم. اما اگر این بی خوابی ها به یک عادت منظم تبدیل شود، نمی توان آن را نادیده گرفت. اگر شما شب قبل از امتحان دچار بی خوابی شوید امری طبیعی است، اما اگر شما هفته ها برای یک رویداد یا مسابقه نمی خوابید، حتی اگر واقعا موضوع استرس زایی باشد، این یک نشانه ی واضح از اختلال اضطرابی است.


اضطراب شما باعث ناراحتی های قابل توجه می شود
اختلالات روانی ممکن است در طول زندگی همه ی افراد بروز پیدا کند، با این تفاوت که زمان آن برای هر کسی متفاوت است و ممکن است برای برخی حتی همیشگی شود. اضطراب می تواند بخشی از فرآیند های زندگی را مختل کند و مشکلات قابل توجهی را به وجود بیاورد.

این سئوالات را از خود بپرسید که آیا به خاطر اضطراب از کلاس درس فاصله می گیرید؟ آیا یک روز کاری را به این دلیل از دست می دهید؟ و آیا از فعالیت های اجتماعی به خاطر اضطراب دور می شوید؟ اگر پاسخ شما به این سوالات مثبت است، پیشنهاد می کنیم که در اسرع وقت به یک روانشناس مراجعه کنید و به فکر درمان خود باشید.

نمایش ادامه مطلب علائمی که می گویند اضطراب دارید
مواظب حرف زدن خود باشيد!
زماني با مرد پيري همسفر بودم که دايم از مرگ سخن مي‌گفت. او تکيه کلام جالبي داشت. مي‌گفت: ”او که رسيد به هفتاد برافتاد!“ و با اين جمله زمان افتادن و زمين‌گير شدن خود را سن هفتاد سالگي تعيين کرده بود.

خواستم به او بگويم که اصلا چنين نيست و انسان مي‌تواند با کنترل آن‌چه به جسم و روح خود مي‌خوراند، زمان مرگ و اساسا شيوه پير شدن خود را متحول سازد. اما او همچنان جمله ”او که رسيد به هفتاد برافتاد“ را طوطي‏وار تکرار مي‌کرد و اصلا به حرف‌هاي من توجهي نداشت.

روزي به خودم گفتم که نکند چيزي در بدن او وجود داشته باشد که اين جمله را از فکر و زبانش بگيرد و به صورت يک دستورالعمل به سلول‌هاي کل بدنش ابلاغ کند؟ که اگر چنين چيزي وجود مي‌داشت اين شخص به ناچار و در حقيقت به‌طور حتم از سن هفتاد سالگي افتادن را احساس و تجربه مي‌کرد!

چند سال بعد مقاله‌اي علمي از دکتر کانداس پرت به دستم رسيد که در آن راجع به چيزي به نام نروپپتايد يا پروتئين عصبي صحبت مي‌کرد. به زبان خيلي ساده پروتئين‌هاي عصبي همان مولکول‌هاي پيام بري هستند که افکار و گفتارهاي ما (يعني يک چيز غير مادي را) به تک‌تک سلول‌هاي بدن مي‌رسانند و با وادارسازي سلول‌ها به انتخاب الگوي خاص باعث مي‌شوند مجموعه سلول‌هاي هر عضو شکل و قالب خاصي را به خود بگيرند. به عبارتي نروپپتايدها که به آن‌ها لقب مولکول هيجان نيز داده شده، امکان اتصال و ارتباط تبادل اطلاعات بين ذهن و جسم و احساس را امکان‌پذير مي‌سازند. اين کشف دکتر کانداس پرت انقلابي بزرگ را در مبحث ارتباط روان‌شناسي و فيزيولوژي بدن باعث شده است و به قول ديپاک چوبرا خانم پرت با اين کشف ثابت کرد که گوشت و پوست و استخوان ما آن‌قدر نرم هستند که مولکول‌هاي نامه‌رسان بتوانند به سرعت اطلاعات را از مغز و فکر به تک‌تک سلول‌هاي آن منتقل کنند. و بدن به اندازه کافي سيال هست که بتواند با ذهن خود را تطبيق دهد.

احساسات و هيجانات ما براي اين مولکول‌هاي نامه‌رسان حکم اطلاعات را دارند. اگر با يک فکر منفي احساسي منفي را در وجود خود زنده کنيم، نروپپتايدها اين احساس را درون خود ثبت مي‌کنند و بلافاصله براي ابلاغ اين پيام به کل سلول‌هاي بدن (دقت کنيد تمام سلول‌هاي بدن) عازم ماموريت خبررساني خود مي‌شوند. سرعت خبردهي اين نامه‌رسان‌هاي مولکولي فوق‌العاده بالاست و اين يعني بايد به شدت مواظب صحبت‌هايي که بر زبان مي‌آوريم و حتي در فکر خود جاري مي‌کنيم و همچنين احساسات و هيجاناتي که به واسطه تحريکات بيروني در وجود خود زنده مي‌کنيم باشيم. به زبان ساده اگر پيام‌هاي لمسي مثل سردي و داغي و زبري و نرمي و سنگيني و لطافت و ... را يک نوع اطلاعات مي‌دانيم و به اين پيام‌ها همان‌طوري که هستند توجه مي‌کنيم بايد در خصوص احساسات و هيجاناتي که در وجودمان زنده مي‌شود نيز به همين شکل عمل کنيم و به جاي بازي با احساسات و دستکاري آن‌ها سعي کنيم پيام مخفي در اين کانال اطلاع‌رساني را درک و در صورت ضرورت به آن پاسخ دهيم.

اکنون دلم به شدت براي آن پيرمرد مي‌سوزد. البته هيچ‌کس را از پيري و مرگ گريزي نيست. اما انسان نبايد با تکرار جملاتي بي‌معنا و غيرضروري خودش با دست خودش فرسودگي خود را به جلو اندازد. براي اين‌که سيستم ايمني بدن قوي‌تر شود و سلول‌هاي الگوهاي مقاوم‌تر و شفابخش‌تري را براي خود بگيرند کافي است متن پيامي که به نروپپتايدها داده مي‌شود تغيير کند و اين يعني فقط کافي است مواظب حرف زدن و فکر کردنمان باشيم. بقيه کار را خود بدن انجام مي‌دهد.

نمایش ادامه مطلب مواظب حرف زدن خود باشيد!
بیا اینور بازار
وبلاگ گاه نوشت :

صدای الله اکبر اذان از مناره ی مسجدی در اون حوالی بلند شد و تازه متوجه گذشت چیزی حدود دوساعت و نیم از وقتمون در بازارچه شدم. قرار نبود دیدن یک مغازه انقد طول بکشه اما با صدای "بفرمایید دیدن کنید" های فروشنده ها که رهگذر رو به داخل مغازه دعوت می کردن ، نفهمیدم چطور یک مغازه شد دوتا ...سه تا ...چهارتا و سر از انتهای بازارچه در اوردیم. احساس آدمی رو داشتم که ضرر کرده. قرار بود این وقت رو جایی دیگه صرف کنیم و حالا ناغافل سر از یه بازارچه سنتی در اورده بودیم که پر بود از خوراکی های ساخت دست اهالی .دلم از هرچه ترشی و شوری زده شده بود بسکه لواشک و ترشی تعارفمون کرده بودن . به سرعت قدمهام اضافه کردم. از سراشیبی بازارچه گذشتم مردی دیدم در سراشیبی عمر که دکان تعلقاتش رو بسته بود و در اون شلوغی و بین آدمایی که مست زندگی بودن ، داشت مهیای بندگی می شد. آرام و با تمأنینه وضو می گرفت . از حوالیش بوی ناب بهشت می اومد . از کنارش که رد شدم ، بی اختیار پای رفتنم بند شد . ایستادم و نظاره کردم. انگار پیرمرد اونجا بود تا یاد آدمها بیاره تا مواظب اون "مَنی" که خدا تحویلشون داده باشن . اون چند لحظه مکث به سَبُک شدن هوای دلم ارزید...خوب که نگاه کردم هیچی اطرافم نبود .هیچ چیزی برای دیدن نبود . خالی خالی . جز یک چیز ؛ از نقطه ای که پیرمرد ایستاده بود چیزی مثل یک شعاع نور به آسمان متصل شده بود ...

گر شبی در خانه ی جانانه مهمانت کنند
گول نعمت را مخور مشغول صاحبخانه باش


نمایش ادامه مطلب بیا اینور بازار
اعتراف ژنرال خارجي
وبلاگ در مسیر شقایق ها :

روزي يك افسر بلندپايه ی اروپايي براي بازديد از اردوگاه ما آمده بود

بعداز چنددقيقه سركشي درآسايشگاه به صحبت با بچه ها پرداخت

وگفت:

من خودم در20 سالگي در آلمان اسير بودم و بايد به شما بگويم كه

قدر رهبر مملكت خود را بدانيد زيرا رهبر شما اكنون ابر مرد تاريخ و

رهبر مسلمانان جهان است.او ملت ايران را آزاد كرد و روحي تازه در

وجود آنهادميد.

ازشنيدن اين سخنان ، آن هم از زبان يك ژنرال خارچي هم متعجب و

هم خوشحال شدم.

متعجب ازاين لحاظ كه شنيدن چنين سخناني برايم تازگي داشت و

خوشحال به اين خاطر كه مي ديدم يك خارجي تا به اين حد تحت

تأثيرانقلاب اسلامي و رهبر ماقرار گرفته است.



نمایش ادامه مطلب اعتراف ژنرال خارجي
هر دو عالم یک فروغ روی اوست
وبلاگ صحبت جانانه :

می بینی چقدر آدم بودن سخته؟

اونقدر سخته که کل عالم امکان حول محور وجود با عظمت و پربرکت حضرت صاحب الامر می چرخه. همه به برکت وجود او هستند. کیفیت این انسان کامل بودن اونقدریه که با اینهمه کمیت مابقی آدم ها پیش وجود او کمترین هستند. یه انسان کامل شدن اونقدر مهم و عظیم و سخته که قطب عالم امکان میشه انسان کامل...


دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

گفتند یافت می نشود گشته ایم ما

گفت آنچه یافت می نشود آنم آرزوست



نمایش ادامه مطلب هر دو عالم یک فروغ روی اوست
مادران امروز را دریابیم
وبلاگ حیرانی من :

قبل از پدر شدن ، وقتی با خانمم (نمیدونم چرا من هم مدتی میگفتم "همسر"... به گمونم تهرانی ها باب کردن این لفظ رو.... به خودم که رجوع میکنم میبینم لفظ "خانم" رو بیشتر دوست دارم..." ان شا الله تهرانی ها هم یه روز طهرانی بشن... "البته همین الان هم خیلی هاشون طهرانی هستن... نه تهرانی"*) توی وقایع مختلف اجتماعی قرار میگرفتیم میدیدم رافت و تاثر من از ضایع شدن حق مظلوم خیلی بیشتر از خانمم هست... مثلا وقتی اخبار ، صحنه های کشتار مردم منطقه رو نشون میداد من خیلی بهم می ریختم... دیگه نمی تونستم با نشاط و با هیجان با خانمم حرف بزنم... حتی گاهی وقتا جواب حرفهاش رو هم نمی تونستم بدم و توی سکوت و حزن دلم فرو میرفتم... یا خیلی خلاصه یه چیزی میگفتم...

تا جایی که وقت غذا خوردن، خانمم اصلا نمی ذاشت اخبار ببینم یا اگر تاثیر من از این صحنه ها رو میدید تلوزیون رو خاموش میکرد و بهم اعتراض میکرد...

پیش خودم میگفتم: فرزند دار هم که بشیم حتما رافت و دلسوزی من برای بچه، بیش از خانمم هست و حتی پیش خودم میگفتم ممکنه توی این مسئله هم خانمم بهم اعتراض کنه...

اما حالا که امیر علی حدود نه ماهش میشه... به وضوح به من ثابت شد مادر برای بچه یه چیز دیگه است... به هیچ عنوان من نمی تونم جای مادرش باشم... اون رافتی که خانمم نسبت به بچه داره من ندارم... اون حوصله ای که خانمم برای بچه خرج میکنه من عمرا نمی تونم... نه اینکه نخوام هاااا... در توانم نیست... برای این کار خلق نشدم...

وقتی بچه زمین میخوره و گریه اش میگیره بلافاصله با گریه به آغوش مادرش پناه میبره... نه من...

اون طور هم که مادرش از گریه اش بی تاب میشه من نمیشم...


وقتی رابطه عاطفی این پسر و مادر رو می بینم و مشاهده میکنم حضور با آرامش مادر در خانه چه نقش حیاتی ای در تربیت فرزندم داره آه از نهادم بلند میشه

آره ... آه میکشم و محزون میشم از اینکه مادران نسل جوان سرزمین من رو از خانه هاشون بیرون بردن و مشغول هزاران کار غیر ضروری اجتماع کردن...

فرزندان اینها این خلاء رو چه جور پر میکنن؟...

من خودم به عنوان مدیر بخشی از کارخونه علاوه بر نیروی مرد چند نیروی زن زیر نظرم کار میکنن با اینکه اتاقشون رو جدا کردم و استرس رو تا حد توانم از اونها دور کردم و شرایط کار رو براشون آسون کردم اما اگر روزی بگن میخوان برن توی خونه شون و بیرون کار نکنن خیلی خوشحال میشم...


جز مشاغل ضروری که خانمها باید وارد بشن و واجب هست که باشن... بقیه اشتغالات خانمها در اجتماع به لعنت خدا هم نمی ارزه... به ازای هر یک منفعتی که برام ذکر کنن حاضرم ده تا ضرر و آسیب ذکر کنم... (البته ما به زنان و دخترانی که به دلایل معیشتی مجبور به انجام کار در اجتماع هستن خرده نمیگیریم.. توی این موارد باید یقه یه سری های دیگه رو گرفت... نه خانمها رو...)

مادرا رو از خونه گرفتیم... به شما قول میدم کودکان اون خونه که مادر حضور پررنگ نداره ممکنه دکتر و مهندس و پروفسور هم بشن ... اما شک نکنید اهل ولایت نمی شن...


شک نکنید اون بچه ها اعتدال مزاج نخواهند داشت... کسی که اعتدال مزاج نداشته باشه یا ولایت پذیر نمیشه یا اگه بشه نمی تونه اون طور که باید ولایت رو همراهی کنه حتی اگر دلش با ولایت هم باشه و شناخت نظری هم داشته باشه رفتارهاش در مسیر ولایت خالی از افراط و تفریط نخواهد بود... هزینه زا خواهد بود... چون مسئله مزاج صرفا یک مسئله جسمی و فیزیکی نیست... خیلی چیزها در اعتدال مزاج اثر دارن... علاوه بر مسائل جسمی و فیزیکی و تغذیه و ... خیلی از شرایط روحی هم در شکل گیری مزاج سالم موثر هستن...


مادران امروز رو دریابیم...


* کلمه تهران هیچ هویت لغوی و فرهنگی ای نداره و اسم این شهر در اصل طهران بوده که تطور یافته کلمه طاهران بوده و به علت مهاجرت برخی از انسانهای الهی از شهر ری به این خطه به این اسم نامگذاری شده بود... گویا سکونت این انسانهای بزرگوار هم در نقطه ای بوده که جزء مناطقی از تهران هست که روی خط گسل نیست... یعنی بسیار عالم هم بودن... الان اون منطقه اش در خاطرم نیست...




نمایش ادامه مطلب مادران امروز را دریابیم
کالای ایرانی
وبلاگ قلمی در دست :

این روزا تبلیغات و کمپین های زیادی در مورد خرید کالای ایرانی دیده میشه و تمام سعی و تلاش رسانه های جمعی و البته مسئولین کشوری در خصوص ترغیب مردم کشور برای خرید کالای تولید داخل در راستای ایجاد اشتغال مولد و عبور از رکورد برای رسیدن به اقتصادی پویاست.

نکته ای که در این بین مغفول مونده و کمتر کسی بهش توجه میکنه بحث کیفیت کالاهای ایرانیه. چیزی که نه کسی در موردش صحبت میکنه و نه تاکید و اصراری بر اون هست. هرچی که هست هجمه تبلیغات به مصرف کننده ها برای خرید کالای تولید داخل هست بدون اینکه تاکیدی بر کیفیت اونها بشه.

نمونه ی بارز این محصولات خودروهای تولید داخل هست که مردم سالهاست مشتری اون هستند و هیچ وقت و هیچ زمانی بهبودی در کیفیت اونها احساس نشده.

به نظرم حالا که مردم ترغیب به خرید این محصولات میشن باید یه فکری اساسی به فکر چرخه تولید و کیفیت پایدار محصولات بشه تا اعتماد از دست رفته ی مردم در خصوص کالای ایرانی هم تغییر کنه



نمایش ادامه مطلب کالای ایرانی
کش شلوار
وبلاگ خلوتکده :

يارو نشسته بوده پشت بنز آخرين سيستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان ميرفته، يهو ميبينه يك موتور گازي ازش جلو زد! خيلي شاكي ميشه، پا رو ميگذاره رو گاز، با سرعت دويست از بغل موتوره رد ميشه. يك مدت واسه خودش خوش و خرم ميره، يهو ميبينه متور گازيه غيييييژ ازش جلو زد! ديگه پاك قاط ميزنه، پا رو تا ته ميگذاره رو گاز، با دويست و چهل تا از موتوره جلو ميزنه. همينجور داشته با آخرين سرعت ميرفته، يهو ميبينه، موتور گازيه مثل تير از بغلش رد شد!! طرف كم مياره، راهنما ميزنه كنار به موتوريه هم علامت ميده بزنه كنار. خلاصه دوتايي واميستن كنار اتوبان، يارو پياده ميشه، ميره جلو موتوريه، ميگه: آقا تو خدايي! من مخلصتم، فقط بگو چطور با اين موتور گازي كل مارو خوابوندي؟! موتوريه با رنگ پريده، نفس زنان ميگه: والله ... داداش.... خدا پدرت رو بيامرزه واستادي... آخه ... كش شلوارم گير كرده به آينه بغلت

نتیجه اخلاقی:
اگه می بینید بعضی ها در کمال بی استعدادی پیشرفت های قابل ملاحظه ایی دارند ببینید کش شلوارشان به کجا گیر کرده؟!

]

نمایش ادامه مطلب کش شلوار
باید گذشت از این، دنیا به آسانی
هوالکافی :

برای رسیدن به تو
باید از من ها گذشت
و منهای من ها شد


نمایش ادامه مطلب باید گذشت از این، دنیا به آسانی
صندلی داغ
نظر سنجی
از جبهه مردمی مبارزه با فساد در فضای مجازی چیزی شنیدید؟ میدونید چیه و چرا تشکیل شده؟
نمایندگان استانی وبلاگی